امساک از نان یا بی عدالتی؟

امساک از نان یا بی‌عدالتی؟

ماه مبارک رمضان ماه بندگی و صبر از راه می رسد. ماهی که در آن با امساک از خوردن و آشامیدن تمرین تقوا می کنیم و خود را به صبر و همدلی می آزماییم. فلسفه روزه تنها گرسنگی کشیدن نیست؛ بلکه فرصتی است برای درک حال مستمندان برای مبارزه با نفس و برای نزدیکی بیشتر به خداوند. اما آیا این همدلی و درک تنها در ساعات روزه داری خلاصه می شود؟ آیا شب هنگام وقتی که سفره های ما پهن می شود به یاد سفره خالی کارگری که شب عید نان ندارد هستیم؟  

سخن از کارگرانی است که سال ها در گرما و سرما در سخت ترین شرایط با امیدی بزرگ کار کردند. کارگرانی که از جان مایه گذاشتند که تمام توان خود را صرف ساختن و آبادانی کردند با این امید که روزی نتیجه تلاششان را ببینند و امنیت شغلی داشته باشند. اما چه شد؟ حالا که ثمره سال ها تلاششان به بار نشسته دست هایشان را از این درخت بریدند و رهایشان کردند.  

اخراج کارگران پتروپالایش هویزه درست در آستانه سال نو و ماه مبارک رمضان چیزی فراتر از یک تصمیم اقتصادی است. این نادیده گرفتن کرامت انسانی است بی اعتنایی به معیشت خانواده هایی است که پشت این کارگران ایستاده اند. چگونه می توان در ماهی که درس همدلی می دهد سفره ای را که با رنج و زحمت پهن شده ناگهان برچید؟  

اگر فلسفه روزه را درک می کنیم پس باید بدانیم که روزه فقط گرسنگی کشیدن نیست. روزه یعنی دیدن یعنی شنیدن یعنی درک کردن. یعنی بدانیم که حقی که از کارگری گرفته می شود تنها یک قرارداد کاری نیست که فسخ شده؛ بلکه نانی است که از سفره اش برداشته شده امیدی است که در دلش خاموش شده. و این چیزی است که باید در برابر آن ایستاد.

دکمه بازگشت به بالا