زنا زاده یعنی چی؟ | معنی، مفهوم و ابعاد حقوقی و شرعی
زنا زاده یعنی چی
زنازاده به فرزندی گفته می شود که از رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج شرعی و قانونی (زنا) متولد شده است. این واژه، بار معنایی عمیقی در فرهنگ ها و مذاهب مختلف دارد که فراتر از یک تعریف ساده لغوی است و ابعاد فقهی، حقوقی، اجتماعی و روانی گسترده ای را شامل می شود.
درک دقیق و جامع واژگانی که ریشه در مسائل حساس اجتماعی و فقهی دارند، از اهمیت بالایی برخوردار است. کلماتی نظیر «زنازاده» تنها یک برچسب نیستند، بلکه تاریخچه ای از نگاه های مذهبی، قوانین حقوقی، و پیامدهای عمیق اجتماعی و روانی را در خود جای داده اند. این اصطلاح، گرچه ریشه ای فقهی دارد، در طول زمان به یک واژه با بار منفی و توهین آمیز تبدیل شده است که نیازمند بررسی چندوجهی و همدلانه است. این واژه می تواند سرنوشت و هویت یک فرد را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهای ناخواسته ای برای او به همراه داشته باشد. از این رو، بررسی دقیق مفهوم آن از ابعاد مختلف لغوی، فقهی، حقوقی، اجتماعی و روانی ضروری است.
زنازاده به زبان ساده: تعریف لغوی و اصطلاحی
برای فهم جامع واژه زنازاده، ابتدا لازم است به تعریف اولیه و ریشه شناسی آن پرداخته شود. این بخش، پایه و اساس درک ما از بار معنایی و کاربردهای گسترده این کلمه را فراهم می آورد.
۱.۱. تعریف اولیه و مستقیم
واژه زنازاده به فرزندی اطلاق می شود که حاصل یک رابطه جنسی نامشروع یا زنا باشد. به بیان دیگر، این فرزند از هم بستر شدن زن و مردی متولد می شود که هیچ گونه عقد شرعی یا قانونی میان آن ها وجود نداشته است. مفهوم اصلی این کلمه، عدم رعایت چارچوب های مشروعیت در زمان انعقاد نطفه است.
۱.۲. ریشه شناسی و ساختار کلمه
کلمه زنازاده ترکیبی از دو بخش است که هر یک ریشه های متفاوتی دارند:
- زنا: این بخش از واژه، ریشه ای عربی دارد و در فقه اسلامی به معنای عمل جنسی خارج از چارچوب ازدواج شرعی و قانونی است. در عرف نیز همین معنا را تداعی می کند و از گناهان کبیره محسوب می شود.
- زاده: این بخش، واژه ای فارسی است و به معنای متولد شده یا فرزند است.
با ترکیب این دو واژه، زنازاده به معنای فرزند متولد شده از زنا شکل می گیرد. این ترکیب، ماهیت اصلی واژه را که به نسب و مشروعیت تولد اشاره دارد، به وضوح نشان می دهد.
۱.۳. مترادف ها، واژه های هم معنی و مرتبط
واژه زنازاده در طول تاریخ و در فرهنگ های مختلف، مترادف ها و واژه های مشابهی داشته است که هر یک بار معنایی خاص خود را حمل می کنند. شناخت این کلمات به درک عمیق تر موضوع کمک می کند:
- حرامزاده: این واژه نیز به فرزندی اطلاق می شود که از رابطه نامشروع متولد شده است. بار معنایی آن اغلب شدیدتر و توهین آمیزتر از زنازاده تلقی می شود و گاهی اوقات برای بیان اوج رذالت و پلیدی در رفتار یک فرد به کار می رود، حتی اگر نسب او مشخص و حلال باشد.
- ولدالزنا: این اصطلاح، واژه ای کاملاً فقهی و عربی است و دقیقاً به معنای فرزند زنا است. در متون دینی و حقوقی کاربرد بیشتری دارد.
- کودک نامشروع: این عبارت، اصطلاحی عام تر و کمتر توهین آمیز است که بیشتر در زبان حقوقی و اجتماعی معاصر برای اشاره به فرزندانی که نسب قانونی شان مشخص نیست یا از رابطه خارج از ازدواج متولد شده اند، به کار می رود.
- نَغِل: این واژه، ریشه ای عربی دارد و به معنای پسر زنا یا فرزندی است که نسب فاسد دارد. کاربرد آن بیشتر تاریخی و ادبی است.
- خشوک: واژه ای فارسی و قدیمی است که در ادبیات کلاسیک نیز به معنای حرامزاده یا ولدالزنا به کار رفته است و بار معنایی منفی مشابهی دارد.
- بی نکاح زاده: این عبارت به وضوح به عدم وجود نکاح (ازدواج) در زمان تولد فرزند اشاره دارد و معنای حرامزاده را می رساند.
- بلایه زاده: این واژه نیز در متون قدیمی به معنای زنازاده یا کسی که از روی بلا و اتفاقی نامشروع به دنیا آمده، به کار رفته است.
- مال زاده: این کلمه نیز از اصطلاحات قدیمی است که به معنای قحبه زاده یا حرامزاده به کار می رفته است.
- روسپی زاده: این واژه نیز اشاره مستقیم به فرزند متولد شده از روسپی گری دارد و بار معنایی بسیار منفی و توهین آمیزی دارد.
- خطازاده یا خطایی بچه: این اصطلاحات سعی دارند تا با کمی تعدیل در لحن، به فرزندی اشاره کنند که نتیجه یک خطا یا اشتباه از سوی والدین بوده است، هرچند همچنان به مفهوم نامشروع بودن تولد دلالت دارند.
تفاوت های ظریف در این مترادف ها نشان دهنده لایه های مختلف نگاه فرهنگی و اجتماعی به این موضوع است. در حالی که برخی از این واژه ها صرفاً به وضعیت تولد اشاره دارند، بسیاری از آن ها با هدف تحقیر و توهین به کار می روند.
۱.۴. متضاد کلمه
متضاد اصلی واژه زنازاده، کلمه حلال زاده است. حلال زاده به فرزندی اطلاق می شود که از رابطه شرعی و قانونی (ازدواج) بین زن و مرد متولد شده باشد. این واژه، دربرگیرنده مفهوم مشروعیت نسب و پاکی تبار است که در فرهنگ های اسلامی و ایرانی از ارزش بالایی برخوردار است.
ابعاد فقهی و حقوقی واژه ولدالزنا در اسلام
درک دقیق جایگاه زنازاده از منظر فقه اسلامی، برای روشنگری ابهامات و شبهات پیرامون این موضوع حیاتی است. فقه اسلامی، با دقت و تفصیل به این مسئله پرداخته و احکام ویژه ای را برای آن در نظر گرفته است.
۲.۱. تعریف زنا از منظر فقه اسلامی
زنا در فقه اسلامی به عمل جنسی اطلاق می شود که میان زن و مردی صورت گیرد که هیچ گونه رابطه زوجیت شرعی (مانند عقد دائم یا موقت) یا ملک یمین (که در فقه قدیم مطرح بوده است) بین آن ها وجود ندارد و آن ها نیز به حرمت این عمل آگاه باشند. اگر عمل جنسی با شبهه (مثلاً تصور اشتباه فرد به مشروع بودن رابطه) صورت گیرد، زنا محسوب نمی شود، بلکه «وطی به شبهه» نامیده شده و احکام خاص خود را دارد.
حکم شرعی زنا، در صورت اثبات و فراهم بودن شرایط، مجازات حدی (شلاق یا رجم) است. این مجازات، نشان دهنده شدت اهمیت حفظ نسل و نظام خانواده در اسلام است. تفاوت زنا با سایر روابط نامشروع که منجر به عمل جنسی نمی شوند (مانند نگاه حرام یا معاشرت نامحرمانه)، در پیامدهای فقهی و حقوقی آن، به ویژه در مورد نَسَب فرزند، برجسته می شود.
۲.۲. جایگاه ولدالزنا و احکام مرتبط با او از منظر فقه اسلامی
فقه اسلامی، میان گناه والدین و وضعیت فرزند، تفکیک قائل می شود و هرگز فرزند را مسئول گناه والدین نمی داند. احکام مربوط به ولدالزنا عمدتاً پیرامون نسب، ارث، و برخی شایستگی های اجتماعی اوست:
۲.۲.۱. عدم انتساب به پدر شرعی (نَسَب)
در فقه اسلامی، نَسَب به معنای رابطه خویشاوندی قانونی و شرعی است که از طریق ولادت برقرار می شود. مهمترین حکم در مورد ولدالزنا این است که او به پدر بیولوژیک خود (زانی) منتسب نمی شود. این بدان معناست که از نظر شرعی، پدر بیولوژیک، پدر شرعی او محسوب نمی گردد و احکام پدر و فرزندی شرعی (مانند ارث بری، ولایت، و نفقه) بین آن ها جاری نمی شود. دلیل این حکم، عدم وجود عقد شرعی است که تنها راه مشروع برای ایجاد نَسَب پدری محسوب می شود.
اما ولدالزنا به مادر خود انتساب شرعی دارد. یعنی مادر از نظر شرعی و قانونی، مادر او محسوب می شود و تمام احکام مادری (مانند ارث بری، ولایت مادر در برخی موارد، و نفقه در صورت نیاز) بین آن ها برقرار است. این حکم بر پایه واقعیت بیولوژیک تولد از مادر استوار است.
۲.۲.۲. احکام ارث و محرمیت
- عدم ارث بری از پدر بیولوژیک: به دلیل عدم انتساب شرعی به پدر، ولدالزنا از پدر بیولوژیک خود ارث نمی برد. همچنین پدر بیولوژیک نیز از او ارث نمی برد.
- ارث بری از مادر و خویشاوندان مادری: از آنجا که ولدالزنا به مادر خود منتسب است، از مادر و تمامی خویشاوندان مادری (مانند دایی، خاله، پدربزرگ و مادربزرگ مادری) ارث می برد و آن ها نیز از او ارث می برند.
- احکام محرمیت: ولدالزنا با مادر خود و تمام خویشاوندان مادری خود (مانند دایی، خاله، عمو و عمه مادری) محرم است و ازدواج با آن ها حرام است. با پدر بیولوژیک نیز از باب محرمیت نسبی، محرم نمی شود، اما از باب حرمت ازدواج با زانیه (مادر) و زانی، فتاوای مختلفی وجود دارد که غالباً به احتیاط در عدم ازدواج با زانی و فرزند او حکم می دهند. این احتیاط ها اغلب به منظور حفظ موازین اخلاقی و پرهیز از ترویج فساد صورت می گیرد.
۲.۲.۳. طهارت و اسلام
از نظر فقه اسلامی، ولدالزنا از لحاظ طهارت جسمانی کاملاً پاک است و هیچ تفاوتی با سایر انسان ها ندارد. همچنین اگر از والدین مسلمان (حتی یکی از آن ها) متولد شود، مسلمان محسوب می شود و احکام اسلام بر او جاری است. این تأکید بر پاک بودن جسمانی و مسلمانی، نشان دهنده کرامت ذاتی انسان فارغ از شرایط تولد اوست.
۲.۲.۴. عدم شایستگی برای برخی مناصب
در برخی دیدگاه های فقهی، فرد زنازاده برای تصدی مناصب خاصی مانند مرجعیت دینی، قضاوت، امامت جماعت، و شهادت دادن در دادگاه، شایسته دانسته نمی شود. دلیل این امر در فقه، نه نقص ذاتی در فرد، بلکه به دلیل احتمال تأثیر شرایط روحی و اجتماعی خاصی است که ممکن است بر او وارد شود و این تأثیرات بتواند در ایفای مسئولیت هایی که نیاز به قضاوت بی طرفانه، اعتماد عمومی و تقوای بالا دارد، خلل ایجاد کند. لازم به ذکر است که این حکم هرگز به معنای کاستی در انسانیت و کرامت فرد نیست، بلکه تدبیری برای حفظ جایگاه و اعتبار این مناصب مهم اجتماعی و دینی است.
۲.۲.۵. مسئولیت والدین و اجتماع
مسئولیت شرعی و قانونی اصلی بر عهده کسانی است که مرتکب عمل زنا شده اند. جامعه اسلامی نیز وظیفه دارد که از این فرزندان حمایت کند، به آن ها فرصت های برابر برای رشد و تعالی بدهد و از هرگونه تبعیض و انگ زنی نسبت به آن ها جلوگیری کند. تربیت، آموزش و فراهم آوردن زندگی شرافتمندانه برای این فرزندان، وظیفه ای اخلاقی و انسانی است که بر دوش جامعه قرار دارد.
۲.۳. تفاوت دیدگاه مذاهب مختلف اسلامی
در کلیات احکام مربوط به ولدالزنا، مذاهب مختلف اسلامی (مانند شیعه و سنی) اتفاق نظر دارند، اما در برخی جزئیات فقهی ممکن است تفاوت هایی وجود داشته باشد. برای مثال، در مورد انتساب به مادر، همه مذاهب توافق دارند. همچنین در مورد عدم انتساب به پدر بیولوژیک نیز کلیت حکم مورد پذیرش است. اما در مواردی نظیر جزئیات محرمیت یا شایستگی برای برخی مناصب، ممکن است فتاوا و نظرات متفاوتی میان فقهای مذاهب مختلف وجود داشته باشد که عمدتاً بر اساس مبانی اجتهادی هر مکتب فقهی شکل می گیرد.
بار اجتماعی، فرهنگی و روانی زنازاده
واژه زنازاده نه تنها یک مفهوم فقهی است، بلکه در تار و پود بافت اجتماعی، فرهنگی و حتی روانی جوامع نیز نفوذ کرده و اثرات عمیقی بر افراد و نگاه عمومی بر جای گذاشته است. این بخش به بررسی این ابعاد می پردازد تا روشن شود که چگونه یک کلمه می تواند زندگی ها را تحت تأثیر قرار دهد.
۳.۱. نگاه جامعه و انگ زنی (Stigma)
در بسیاری از جوامع، به ویژه آن هایی که ریشه های مذهبی و سنتی قوی دارند، تابوهای اجتماعی شدیدی پیرامون روابط جنسی خارج از ازدواج وجود دارد. این تابوها به طور ناخواسته به فرزندی که از چنین رابطه ای متولد می شود نیز سرایت می کند و او را با انگ زنی (Stigma) مواجه می سازد. تجربه این انگ زنی می تواند از همان دوران کودکی آغاز شود و در تمام مراحل زندگی فرد، از تحصیل و کار گرفته تا روابط اجتماعی و ازدواج، او را درگیر کند. فرد ممکن است با نگاه های متفاوت، پچ پچ ها و حتی طرد شدگی از سوی بخشی از جامعه روبرو شود. این شرایط، یک حس دائمی از تفاوت یا نقص را در او ایجاد می کند که زندگی اش را دشوار می سازد.
جامعه ای که در آن بی گناهان به خاطر گناه دیگران مجازات می شوند، در حقیقت به کرامت انسانی خود ضربه زده است.
۳.۲. تأثیر روانی بر فرد
اثرات روانی انگ زنازاده بر فرد می تواند بسیار مخرب و ماندگار باشد. یکی از چالش های اساسی، بحران هویت یابی است. فرد ممکن است با سوالات بی جوابی درباره ریشه ها و گذشته خود دست و پنجه نرم کند که این امر به نوبه خود منجر به کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس می شود. احساس تنهایی عمیق، طردشدگی، سرگردانی و بی ریشگی می تواند بخش جدایی ناپذیری از تجربه زندگی او باشد. این افراد گاهی در برقراری روابط عمیق و پایدار دچار مشکل می شوند، زیرا ترس از فاش شدن راز تولدشان همواره بر دوششان سنگینی می کند. این تجربیات تلخ می تواند زمینه ساز افسردگی، اضطراب و سایر اختلالات روانی شود.
۳.۳. کاربرد کلمه در ادبیات و فرهنگ عامه
کلمه زنازاده و مترادف های آن در ادبیات فارسی و فرهنگ عامه، حضوری پررنگ داشته است. این واژه ها اغلب به عنوان نمادی از بی ریشگی، شقاوت، بدبختی، یا سرنوشتی تلخ و ناگوار به کار رفته اند. برای مثال، در برخی اشعار و ضرب المثل ها، فرد زنازاده به عنوان کسی که دارای خصلت های ناپسند ذاتی است یا به دلیل تولد نامشروع، از برکات زندگی محروم است، تصویر می شود. این کاربردها، هرچند ممکن است ریشه در باورهای غلط داشته باشند، اما در طول قرون متمادی به شکل گیری نگاه عمومی و تثبیت بار منفی این کلمه کمک کرده اند. نقش ادبیات در انعکاس و گاهی تقویت این نگاه ها غیرقابل انکار است؛ به این صورت که شنیدن این واژه در شعر یا داستان، حس خاصی از تحقیر و نقص را تداعی می کند.
۳.۴. استفاده توهین آمیز و فحش بودن کلمه
با وجود ریشه های فقهی و تاریخی این کلمه، در کاربردهای روزمره، زنازاده و حرامزاده به طور قاطع دارای ماهیت اهانت آمیز و فحش هستند. استفاده از این واژه ها برای خطاب قرار دادن یا توصیف یک فرد، عملی بسیار ناپسند، غیرانسانی و غیراخلاقی است. دلیل اصلی توهین آمیز بودن آن این است که این کلمات گناه والدین را به فرزندی نسبت می دهند که در چگونگی تولد خود هیچ نقشی نداشته و کاملاً بی گناه است. برچسب زدن به یک انسان بر اساس شرایطی که خود در آن دخیل نبوده، نه تنها مصداق بارز بی عدالتی است، بلکه به کرامت و عزت نفس او نیز لطمه جبران ناپذیری وارد می کند. جامعه آگاه و اخلاق مدار باید از به کار بردن این واژه ها به عنوان توهین یا برچسب به شدت پرهیز کند.
آیا گناه والدین بر فرزند تحمیل می شود؟ (پاسخ به یک شبهه مهم)
یکی از مهمترین شبهاتی که در مورد زنازاده وجود دارد، این تصور غلط است که گناه عمل زنا از والدین به فرزند منتقل می شود و او نیز شریک جرم محسوب می گردد. پاسخ فقهی و اخلاقی به این شبهه، قاطعانه و روشن است.
۴.۱. دیدگاه اسلام و اخلاق انسانی
اسلام به صراحت اصل لا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى را مطرح می کند که به معنای هیچ گنهکاری بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد است (سوره انعام، آیه ۱۶۴). این اصل، یکی از بنیادهای عدالت الهی و اخلاق انسانی در اسلام است. بر اساس این قاعده، مسئولیت اعمال هر فردی تنها بر عهده خودش است و هیچ کس بابت گناه دیگری مجازات نمی شود.
۴.۲. فرزند زنازاده، بی گناه است
با توجه به اصل فوق، گناه عمل زنا تنها متوجه والدین است که مرتکب این عمل نامشروع شده اند و فرزند متولد شده از آن، کاملاً بی گناه و پاک است. این فرزند، هیچ نقشی در تصمیم گیری و انجام آن عمل نداشته و اراده ای از خود نشان نداده است. بنابراین، نه تنها از نظر شرعی گناهکار محسوب نمی شود، بلکه از نظر اخلاقی نیز هیچ سرزنشی متوجه او نیست.
۴.۳. حقوق اساسی فرد زنازاده
هر انسانی، صرف نظر از چگونگی تولدش، از حقوق کامل انسانی برخوردار است. این حقوق شامل حق زندگی، کرامت، احترام، تحصیل، کار، ازدواج و تمام مواردی است که برای یک زندگی طبیعی و شایسته لازم است. تولد در شرایطی خاص، هرگز نباید منجر به سلب یا محدودیت این حقوق اساسی شود. نگاه انسانی حکم می کند که با هر فردی، با احترام و کرامت رفتار شود، زیرا تمامی انسان ها در اصل آفرینش یکسان هستند و تفاوت در شرایط تولد، دلیلی بر تفاوت در ارزش انسانی نیست.
۴.۴. مسئولیت جامعه
با توجه به بی گناهی فرد زنازاده، جامعه نقش بسیار مهمی در حمایت از این افراد بر عهده دارد. این مسئولیت شامل موارد زیر است:
- جلوگیری از تبعیض: جامعه باید فعالانه در برابر هرگونه تبعیض و انگ زنی نسبت به این افراد ایستادگی کند.
- فراهم آوردن فرصت های برابر: امکانات تحصیلی، شغلی و اجتماعی باید بدون هیچ گونه محدودیتی برای آن ها فراهم شود.
- آموزش و آگاهی بخشی: از طریق آموزش های عمومی، باید این باور غلط که گناه والدین به فرزند منتقل می شود، اصلاح گردد و فرهنگ پذیرش و همدلی ترویج شود.
این رویکرد نه تنها یک وظیفه اخلاقی و انسانی است، بلکه به ساختن جامعه ای عادلانه تر و سالم تر کمک می کند که در آن هر فردی فرصت رشد و شکوفایی را داشته باشد.
توصیه های اخلاقی و انسانی در مواجهه با این موضوع
مواجهه با موضوعی مانند زنازاده نه تنها نیازمند درک عمیق فقهی و حقوقی است، بلکه رویکردی اخلاقی و انسانی را نیز می طلبد. این توصیه ها به هدف ایجاد جامعه ای همدل تر، آگاه تر و عادلانه تر ارائه می شوند.
۵.۱. پرهیز از قضاوت و انگ زنی
اساس اخلاق انسانی و تعالیم بسیاری از ادیان، بر پرهیز از قضاوت و پیش داوری در مورد دیگران استوار است. سرنوشت و شرایط تولد یک فرد، هرگز معیار مناسبی برای قضاوت درباره شخصیت یا ارزش انسانی او نیست. لازم است تا با همدلی و شفقت با همه انسان ها رفتار شود، به ویژه با کسانی که در شرایطی خارج از اراده خود متولد شده اند. انگ زنی به افراد، عملی غیرانسانی است که می تواند آسیب های جبران ناپذیری به روح و روان آن ها وارد کند و مانع از شکوفایی استعدادهایشان شود. به جای قضاوت، باید به دنبال فهم و حمایت بود.
۵.۲. استفاده مسئولانه و آگاهانه از کلمات
قدرت کلمات در ساختن یا ویران کردن، انکارناپذیر است. واژه هایی نظیر زنازاده و حرامزاده بار معنایی بسیار منفی و توهین آمیزی دارند و کاربرد آن ها می تواند به شدت آزاردهنده باشد. انتخاب واژگان مناسب و پرهیز جدی از اصطلاحات توهین آمیز و آسیب زننده، نشانه ای از آگاهی و مسئولیت پذیری اجتماعی است. بهتر است در گفتار و نوشتار، از عباراتی استفاده شود که به کرامت انسانی افراد لطمه نزند، مانند فرزند متولد شده از رابطه نامشروع یا فرزند بی نسب در صورت لزوم و در بافت تخصصی. این مسئولیت شناسی در انتخاب کلمات، به ساخت فضایی امن تر و محترمانه تر برای همه کمک می کند.
۵.۳. ترویج فرهنگ پذیرش و حمایت
مسئولیت ساختن جامعه ای پذیرا و حامی، بر عهده تک تک افراد و نهادهای اجتماعی است. رسانه ها، آموزش و پرورش، خانواده ها و سازمان های مردم نهاد، همگی می توانند در ترویج فرهنگ پذیرش و حمایت نقش مؤثری ایفا کنند. آموزش نسل جوان در مورد بی گناهی افراد، فارغ از شرایط تولدشان، و تأکید بر کرامت انسانی، سنگ بنای این فرهنگ سازی است. ایجاد فضایی که در آن هر فردی احساس امنیت و تعلق خاطر داشته باشد، حتی اگر شرایط تولدش متفاوت باشد، نشان از بلوغ یک جامعه دارد.
۵.۴. راهکارهای حقوقی و اجتماعی
حمایت از فرزندان متولد شده از روابط نامشروع تنها محدود به جنبه های اخلاقی نیست، بلکه شامل راهکارهای حقوقی و اجتماعی نیز می شود. در بسیاری از کشورها، قوانین مشخصی برای صدور شناسنامه برای این فرزندان، تضمین حق تحصیل، و سایر حقوق شهروندی آن ها وجود دارد. دولت و نهادهای حمایتی باید امکانات لازم را برای این افراد فراهم کنند تا بتوانند از تمام حقوق خود بهره مند شوند و در مسیر رشد و تعالی قرار گیرند. این راهکارها، از جنبه های عملی و ملموس حمایت اجتماعی از افراد آسیب پذیر محسوب می شوند.
نتیجه گیری
زنازاده واژه ای است که در عمق فرهنگ، فقه و اجتماع ما ریشه دوانده و بار معنایی پیچیده و حساسی را حمل می کند. این اصطلاح، به فرزندی اطلاق می شود که از رابطه جنسی خارج از چارچوب ازدواج متولد شده است؛ وضعیتی که گناه آن به طور کامل متوجه والدینی است که مرتکب این عمل شده اند. همانطور که بیان شد، اسلام و اخلاق انسانی به صراحت بر بی گناهی فرد متولد شده تأکید دارند و هیچ کس را بابت گناه دیگری مسئول نمی دانند. این فرزندان، نه تنها از کرامت انسانی کامل برخوردارند، بلکه از تمامی حقوق شرعی و مدنی خود نیز بهره مند هستند.
نگاه جامعه به این واژه، همواره با چالش ها و سوءتفاهمات فراوانی همراه بوده و متأسفانه در بسیاری از موارد به انگ زنی، تبعیض و آسیب های روانی عمیق برای این افراد منجر شده است. کاربرد این واژه در محاورات روزمره، نه تنها توهین آمیز و غیراخلاقی است، بلکه بازتاب دهنده نادیده گرفتن اصل بنیادین کرامت انسانی است. جامعه ای مسئولیت پذیر، آگاه و مهربان، باید به درک عمیق تر از کلمات و بار معنایی آن ها بپردازد، از هرگونه قضاوت و پیش داوری پرهیز کند و با ترویج فرهنگ پذیرش و حمایت، فضایی را ایجاد کند که در آن همه انسان ها، فارغ از شرایط تولدشان، با احترام و عدالت زیست کنند. این مسیر به سوی ساختن جامعه ای عادلانه تر و انسانی تر رهنمون خواهد شد.